مدلسازی شناختی

مدلسازی شناختی

تعریف رویکرد مدلسازی شناختی به اندازه تعریف خود علوم شناختی دشوار است. مدلسازی شناختی تنها شاخه ای از علوم شناختی نیست -این شاخه که از دهه ۷۰ میلادی فعالیت می کند- حوزه ای است که از تمام یافته های علوم شناختی را برای مدلسازی ذهن انسان و فرآیند های آن استفاده می کند و طیف وسیع از روش ها را در بر می گیرد. پژوهشگران در تلاش هستند ذهن/مغز انسان را به صورت مدل هایی درآورند که اجزای و تعاملات ذهن انسان را شبیه سازی می کند. مدل سازی می تواند هم به عنوان دست آورد رویکردهای دیگر باشد برای مثال با استفاده از یافته های علوم اعصاب شناختی مدلی از تثبیت و بازیابی حافظه در هیپوکامپ ارائه شود و هم می تواند قابلیت پیش بینی کنندگی داشته و تحقیقات آتی را جهت دهد. انواع مختلفی از مدلسازی وجود دارند که مشهور ترین آنان عبارتند از: شبکه های عصبی مصنوعی، مدلسازی بیزی، رویکرد کلاسیک نماد پایه، سیستم های دینامیک، معماری شناختی، مدلسازی داده های عصبی و غیره. برای نمونه در سال ۱۹۷۳ جان اندرسون (John R. Anderson) معماری شناختی موسوم به ACT-R را معرفی کرد، این مدل شناختی رایانه ای بر پایه ی آزمایش های رفتاری روانشناسی شناختی نوشته شده است. همچنین یافته های علوم اعصاب عملکرد آن خصوصا بازیابی اطلاعات از حافظه را مورد حمایت قرار داده اند. هم اکنون هزاران متخصص در سرتاسر جهان در پی گسترش مدل ACT-R برای پیش بینی و فهم ذهن آدمی هستند . برخی تصورات بعضا نادرست درباره این رشته وجود دارد، متاسفانه عموم مقالات در کشور ما هنوز از سطح مدلسازی داده های عصبی و شبکه های عصبی مصنوعی بالاتر نمی روند. همچنین مدلساز صرفا یک ریاضیدان یا مهندس یا برنامه نویس نیست، مدلساز نیاز به بینش همزمان نسبت به علوم شناختی و آمار و ریاضی دارد. جبرخطی، دیفرانسیل، انتگرال و آمار و احتمال دانش مقدماتی است که مدلساز نیاز دارد. متلب و پایتون و R نرم افزارهای مشهورتر این حوزه هستند. البته قبل از انتخاب رویکرد خود در مدلسازی شناختی یادگیری نرم افزارها را شروع نکنید!

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
رفتن به نوارابزار